|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:47 توسط رامتین
|
|
||
|
|
|
|
|
از برگها شنیده ام آواز ماه را ور آبها ترانه ی خواب گیاه را آموختم زبرق سرشک ستاره ها فریاد اشک را و زبان نگاه را وآن چشم آهوانه، که یک عمر ، روز و شب بی گریه سر نکرد غم را به من نمود وشبان سیاه را. با آن که در تبسم مهر تو یافتم ذوق نگاه را اما همیشه،زمزمه واری ست بر لبم: -کای عشق، پیش از آنکه تو خاکسترم کنی، ای کاش می شناختم از راه چاه را! |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 0:11 توسط رامتین
|
|
||